اسلام ناب محمدی
 

در قرآن کریم خداوند متعال فرمودند:شهر الرمضان الذی انزلتَ فیه القرآن.

و در آیه دیگری فرمودند:انا انزلناه فی لیله القدر.

قرآن کریم چهار وجه یا چهار صورت دارد.یک صورت مکتوب که به صورت نوشته در خدمتش هستیم.وجه دیگر عصمت است که منظور چهارده معصوم (ع)است که قرآن ناطق خوانده میشوند.وجه دیگر آفاق است.یعنی طبیعت.وجه دیگر انفس است.یعنی جان و ذات آدمی.

هر چهار صورت یکی هستند.یعنی هر آنچه در طبیعت میبینید،در ذات و وجود آدمی نیز است.در قرآن مکتوب هم وجود دارد و همچنین در معصومان(ع).

خداوند در قرآن میفرماید در شب قدر قرآن را نازل کردیم.منظور از نزول قرآن هر چهار وجه قرآن است.

حال چرا میفرماید شب قدر بهتر از هزار ماه است؟

لحظه ی به وجود آمدن چیزی قطعا مهم تر از کل تاریخ وجود آن چیز است.اگر توجه کنید در سوره ی قدر خداوند میفرماید:سلام هی حتی مطلع الفجر(سلام بر آن تا طلوع فجر(روز قیامت)).این یعنی اولا تا روز قیامت برتر از آن نیست.دوما این که تا روز قیامت تداوم دارد.البته نه خود شب قدر تداوم داشته باشد.آثار شب قدر است که تداوم دارد.شاید تا این جا کمی متون گنگ بوده باشد.مثالی میزنم برای تفهیم این موضوع:

یک سیب را در نظر بگیرید.این سیب از اول همین طور بوده؟خیر.ابتدا شکوفه بوده سپس شکوفه تبدیل به هسته شده.بعد از آن دیگر اجزا به دور هسته چسبیدند.حال شب قدر کجای این مثال است.شب قدر مثل زمان تبدیل شکوفه به هسته است.لحظه ای که تمام ژنتیک لازم و موجود که در شکوفه نهادینه شده و آن برنامه ی زندگی که در شکوفه نهادینه شده به هسته انقال پیدا میکند.دقیقا شب قدر همین معنا را دارد.این جا معلوم است که لحظه تبدیل شکوفه به هسته از تمام لحظات ایجاد و پرورش و تمام مراحل پخته شدن سیب مهم تر است.چون اگر آن لحظه نبود کلا آن سیب به وجود نمی آمد.واگر آن عمل ناقص انجام میشد،یا سیب تشکیل نمیشد یا یک ایرادی در آن پیدا میشد.در نتیجه با این مثال معلوم میشود شب قدر بهتر از هزار ماه(منظور از هزار ما تا  زمان طلوع فجر است).اما آثار شب قدر تمام زندگانی ای است که از لحظه نزول قرآن(هر چهار وجه آن)تا همانطور که میفرماید:((سلام هی حتی مطلع الفجر)) است.تمام طول تاریخ آثار شب قدر است.

به پایان این مطلب رسیدیم امیدوارم مورد رضایت شما دوستان بوده باشد.

در همین جا از استاد ((حاج علی آقا حکمت نیا))تشکر میکنم.این مطلب رو مدیون صحبت های گران قدرایشان هستم.

 


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و یکم تیر 1393 توسط بهزاد قبادی
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

بسم الله الرحمن الرحیم

بعد از مدت ها دوری امروز میخواهم برایتان درباره جریان خطرناکی که به صورت خیلی نرم و آرام آرام در بین شیعیان علی الخصوص در ایران در حال توسعه است،بنویسم.

***پیشنهاد میکنم حتما این مطلب را بخوانید***

جریانی که به بهترین نقطه قدرت ما شیعیان علی الخصوص شیعیان ایرانی دست گذاشته است و از جایی که از اصلی ترین افتخارات ما شیعیان است در حال ضربه زدن به ماست که البته بعضی ها را هم مجذوب عقاید خود کرده است.

((شیرازیون))اصلی ترین دشمن شیعه هستند که در شهری که قلب شیعه است  یعنی قم دارند به این سرمایه لطمه میزند.

همیشه دشمن به صورت آشکار نیست خیلی وقت ها دشمن با چهره دوست وارد میشود و به گونه ای لطمه میزند به شما که دشمن آشکار نمیتواند.

اما این جریان چیست و چه هدفی دارد را در ادامه مطلب مشاهده فرمایید:



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1393 توسط بهزاد قبادی
بسمه تعالی
مردم مسلمان دنیا به پاخیزید
همانگونه که اگر خدایی ناکرده در پیکر انسانی غده ی سرطانی البته بدخیم به وجود آید،بیکار نمینشیند؛امروز هم در پیکره ی اسلام عزیز غده ای سرطانی بسیار بدخیم رویده و با سرعت رو به جلو رفته و به اسم اسلام،تیشه به ریشه اسلام  میزند.
هرکس که توانایی از هر لحاظ دارند،خصوصا کسانی که فعالیت های سایبری دارند،برای قیامی بزرگ به پا خیزند.
فرقی بین برادران شیعه و سنی نمیکند.تنها دوای این سرطان اتحاد بین شیعه و سنی است
وهابیت هیچ ارتباطی با دوستان اهل تسنن ندارد.
متحد باشیم و قیام کنیم.
از آنجایی که دشمن،حضرت امام علی النقی را مورد اهانت قرار داده،  اُولی ترین کار  ایجاد عکس های زیبا با برچسب های:نقی،امام نقی،imam naghi,naghi است.



برچسب‌ها: نقی, امام نقی, naghi, emam naghi, imam naghi
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 توسط بهزاد قبادی
بسم الله الرحمن الرحیم

در راه تو شهادت است اهلا من العسل        

               طعمی که  بر کامم نشست اهلا من العسل

قاسم بن الحسن را با جمله «اهلا من العسل»خوب در ذهن داریم.پسر سیزده ساله و نوجوانی که ناکام از دنیا رفت اما((طعمی که بر کامش نشست اهلا من العسل بود)).

برای او شهادت در راه حق و آرمان هایی که در ذهن داشت از عسل شیرین تر بود.این جمله برای ما چه پیامی دارد؟

پیام های زیادی پیرامون این مطلب موجود است اما پیامی که به ذهن من رسید این است که چگونه میشود یک پسر سیزده ساله به این حد پختگی ذهنی رسیده باشد که وقتی ولی امر او از او میپرسد شهادت برای تو چگونه است،بدون هیچ مکثی میگوید از عسل شیرین تر است؟

دوستان من ما در کشورمان هروقت برای هرکاری دست روی بچه ها  ورده سنی پایین ترمان گذاشتیم و آنها را تربیت کردیم در آینده خیر دیدیم اما در غیر این صورت همیشه ضرر بوده و بس.ببینید اباعبدالله(ع)چقدر ذهن این نوجوان را آمده کرده بوده که در این شرایط سنی بدون هیچ هراسی شهادت را با جان میپذیرد.چون میداند شهادت او برای سربلندی آرمانش لازم است بدون مکث جان سپردن و تکه تکه شدن و استخوان خورد شدن را از عسل بهتر میخواند.

این است معجزه تربیت سالم و پایه گذاری در اسلام.

البته در این باره دشمن ما به خوبی از این امر سوءاستفاده میکند و هر چیزی را که میخواهد به صورت کاملا نا محسوس و حرفه به خورد کودکان دنیا میدهد.نمونه اش باربی است.که مطلب زیر خواندنش خالی از لطف نیست:

باربی این بار در نقش سیاسی ظاهر شده و می‌کوشد با تمسخر ارزش‌های والای اسلامی،شهادت طلبی را امری غیرمنطقی و منفور جلوه دهد.باربی انتحاری و شهادت طلب که پس از فریاد الله اکبر با فشردن ضامن کمربند انفجاریش منفجر می‌شود؛ باربی انتحاری به طور غیرمستقیم تلاش می‌کند تا مسلمانان را به دارندگان عروسک باربی خشونت طلب معرفی کند.

برای مشاهده عکس به آدرس زیر بروید:

http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/akhbar/muslims/barbi-entehari.jpg

دقت در پدیده عروسک باربی و تاثیرگذاری آن در طول بیش از نیم قرن هر انسان خردمندی را به تامل وامی دارد که چگونه یک عروسک می‌تواند این همه تاثیرات مخرب فرهنگی، اجتماعی، روانی و.... داشته باشد و چه ماهرانه توانسته از غفلت میلیون‌ها انسان سوء استفاده کرده و در قلعهٔ ذهن آن‌ها خانه کند شاید به همین خاطر باشد که می‌توان عروسک‌های باربی را به اسب تروا تعبیر کرد.
منبع: تهران پرس


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نهم بهمن 1392 توسط بهزاد قبادی
بسم الله النور

کربلا یعنی که در دریای آب             

                تشنه اما آب کردن را جواب

همه ما اولین چیزی که پس از شنیدن نام مبارک حضرت ابولفضل(ع)به ذهنمان میرسد این است که از بچگی شنیده ایم که آن بزرگوار برای آب آوردن به نهر علقمه رفت اما با این که بسیار تشنه بود،آبی را که برداشته بود،ریخت و آب را تا ابد خجالت زده کرد.

این پیامی که من در این باره مینویسم واقعا نظر شخصی خودم است و ناخودآگاه این به ذهن من رسید که فکر میکنم بسیار به درد امروز جامعه ما و علی الخصوص جوانان ما میخورد.

شما توجه کنید به جمله بالا.عباس(ع)با وجود تشنگی بسیار زیاد و غیر قابل وصف و جراحت های بسیار وارد بر جایی شد که پر است از آب.حال این یعنی چی؟

1)این موضوع اول از همه به ما این درس را میدهد که اگر بخواهیم خودمان و اعمالمان ماندگار باشد،باید وارد جامعه شویم و گوشه گیری و دوری از دریا با نهضت حسینی سازگار نیست.

2)شرایط جامعه امروز ما بسیار بسیار خطرناک است.از هر لحاظ در جامعه ما برای یک جوان خطر وجود دارد.از لحاظ اعتیاد،ناپاکدامن شدن و.... اما حسینی آن است که در این دریای حرام،با وجود تشنگی بسیار بسیار زیاد آب را بریزد.

3)از همه مهم تر این پیام است که امام حسین(ع)به حضرت ابوالفضل(ع) میفرماید:برو آب بیاور.اما نمی فرماید برو آب بخور و آب هم بیاور.منظور امر پذیری مطلق از هر لحاظ از امیر و ولی زمان خویش است.

4)...



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نهم بهمن 1392 توسط بهزاد قبادی
به نام حق تعالی

***یک نکته ای را همین اول بگویم من در این نکاتی که مینویسم فقط به چند مورد کوتاه میپردازم تا هم شما خسته نشید هم این که این ها نظرات بنده است و من نه رشته دانشگاهیم علوم دینی است و نه یک حوزوی.فقط یک نوکر ابی عبدالله(ع)هستم و اینها نظراتی است که به ذهن یکی از معمولی ترین و حتی ضعیف ترین شیعیان ایشان رسیده است.

اما اولین نکته درباره ی چیست؟

بریدن سر سیدالشهدا(ع) با گفتن تکبیر و شهادت به پیامبری رسول الله(ص) و همچنین با وضو:

همان طور که میدانیم هنگامی که دشمن سر امام را برید،همه ی لشگر شروع به تکبیر گفتن کردند و همچنین در هنگام جنگ همگی وضو داشتند.

از این قسمت بنده اینگونه نتیجه گیری میکنم که ما پیروان ارباب باید همیشه هوشیار باشیم.چون دشمنانمان ممکن است در لباس دوست باشند و تمام کارهایی که ما میکنیم را بکنند اما اصلی ترین دشمن ما باشند.

امروز میتوان از وهابیون و گروه های تکفیری و سلفی نام ببریم که سر شیعیان را میبردند و تکبیر میگویند.آنها در اعتقادات اصلی مانند ما خودشان را نشان میدهند اما در باطن کاملا با ما یعنی شیعه و سنی و در کل اسلام دشمن اند.حال این یک نمونه در رفتارهای مذهبی و دینی است.درجامعه و ارتباطات فردی نیز این گونه است.خیلی ها به قول معروف گرگ در لباس میش اند.باید مراقب باشیم و فقط به خدا پناه ببریم واز معصومین(ع) و خانواده و یاران ایشان کمک بخواهیم.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نهم بهمن 1392 توسط بهزاد قبادی